لغت نامه دهخدا
سست نظم. [ س ُ ن َ ] ( ص مرکب ) که شعر او سخته و محکم نباشد. که شعر او رسا و پرمعنی نیست:
حسد چه میبری ای سست نظم بر حافظ
قبول خاطر و لطف سخن خداداد است.حافظ.
سست نظم. [ س ُ ن َ ] ( ص مرکب ) که شعر او سخته و محکم نباشد. که شعر او رسا و پرمعنی نیست:
حسد چه میبری ای سست نظم بر حافظ
قبول خاطر و لطف سخن خداداد است.حافظ.
که شعر او سخته و محکم نباشد. که شعر او رسا و پر معنی نیست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صغیر را شده بانی بشعر تر حافظ حسد چه میبری ای سست نظم بر حافظ
💡 حسد چه میبری ای سست نظم بر حافظ؟ قبولِ خاطر و لطفِ سخن خدادادست
💡 حسد چه می بری ای سست نظم بر حافظ قبول خاطر و لطف سخن خدا داد است