سرو پیاده

لغت نامه دهخدا

سرو پیاده. [ س َرْ وِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سرو کوچک که بقدر قامت مرد پیاده بود و آن بسیار خوشنما باشد. ( غیاث ). نوعی از سرو کوتاه. مقابل سرو سواره. ( آنندراج ):
سرو پیاده خوش بود اندر چمن ولی
آن سرومن پیاده خوش است و سوار خوش.میرخسرو ( از آنندراج ).چشم پیاله عاشق مینای باده است
این شوخ چشم قمری سرو پیاده است.سلیم ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سرو کوچک که بقدر قامت مرد پیاده بود و آن بسیار خوشنما باشد. نوعی از سرو کوتاه مقابل سرو سوراه.

جمله سازی با سرو پیاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از پیش کمال ار چه گذشتی تو سواره دل در پی قدت شده چون سرو پیاده

💡 فاخته کو، که بوسه بر کنج دهان من زند؟ سرو پیاده گفته ام شیشه سبز فام را

💡 هر جا گهی پیاده کند گشت و گه سوار آنجا گل سوار و سرو پیاده کیست

💡 چشم قدح به جلوه مینای باده است این شوخ چشم، قمری سرو پیاده است

💡 سرو پیاده خوش بود اندر چمن، ولیک آن سرو من پیاده خوش است و سوار خوش

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز