لغت نامه دهخدا
سرقافله. [ س َ ف ِ ل َ /ل ِ ] ( اِ مرکب ) مهتر و رئیس قافله. ( از آنندراج ).
سرقافله. [ س َ ف ِ ل َ /ل ِ ] ( اِ مرکب ) مهتر و رئیس قافله. ( از آنندراج ).
رئیس قافله، سرپرست کاروان.
رئیس قافله سر کاروان.
زنبیل
💡 پيامبر صلى الله عليه و آله براى چاره اين كار، دسته هائى از مردان جنگى بر سرقافله هاى تجارتى قريش كه در راه شام به مكه از نزديكى مدينه مى گذشتند مىفرستاد. يك بار آنها بر قافله كوچك تجارتى قريش دست يافتند، و پيامبر صلى اللهعليه و آله آن غنائم را بر تنگدستان تقسيم نمود.