سرریز کردن
مترادفها
لبریز شدن، فوران کردن، چکیدن
متضادها
فروکش کردن، خشک شدن
فرهنگستان زبان و ادب
{decanting} [شیمی] عمل ریختن مایع بدون ایجاد اختلال در رسوب زیرین
ویکی واژه
عمل ریختن مایع بدون ایجاد اختلال در رسوب زیرین.
جمله سازی با سرریز کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قانون برابری هنگامی تأیید میشود که رفتار کد با مفهوم اصلی همخوانی داشته باشد. این برابری ممکن است در حالتهای بسیاری به شکست بینجامد. سرریز کردن اعداد حسابی برابری میان مفهوم ریاضی اعداد حسابی و تقریب کامپیوتری شده از این مفهوم را برهم میزند.