سرریز کردن
مترادفها
لبریز شدن، فوران کردن، چکیدن
متضادها
فروکش کردن، خشک شدن
فرهنگستان زبان و ادب
{decanting} [شیمی] عمل ریختن مایع بدون ایجاد اختلال در رسوب زیرین
ویکی واژه
عمل ریختن مایع بدون ایجاد اختلال در رسوب زیرین.
جمله سازی با سرریز کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قانون برابری هنگامی تأیید میشود که رفتار کد با مفهوم اصلی همخوانی داشته باشد. این برابری ممکن است در حالتهای بسیاری به شکست بینجامد. سرریز کردن اعداد حسابی برابری میان مفهوم ریاضی اعداد حسابی و تقریب کامپیوتری شده از این مفهوم را برهم میزند.
💡 به دلیل بارشهای بسیار سنگین و مداوم در مناطق کوهستانی، آب رودخانه به سرعت بالا آمد و شروع به سرریز کردن در زمینهای کشاورزی کرد.
💡 هنگام پر کردن ظرف با مایعات داغ، باید بسیار مراقب باشید تا از سرریز کردن آن بر روی سطح میز یا سوختن پوست خود جلوگیری کنید.
💡 با پر شدن بیش از حد مخزن ذخیره آب، شروع به سرریز کردن آن در حیاط منزل کرد که باعث شد تمام فضای بیرونی خیس شود.