لغت نامه دهخدا
سرابالا. [ س َ ] ( ص مرکب ) مقابل واژون.( آنندراج ). فراز. مقابل سرازیر. سربالا:
ره تعریف بختش طی کنم چون
سرابالاست این ره تا بگردون.میریحیی شیرازی ( از آنندراج ).رجوع به سربالا شود.
سرابالا. [ س َ ] ( ص مرکب ) مقابل واژون.( آنندراج ). فراز. مقابل سرازیر. سربالا:
ره تعریف بختش طی کنم چون
سرابالاست این ره تا بگردون.میریحیی شیرازی ( از آنندراج ).رجوع به سربالا شود.
= سربالا
مقابل واژون فراز مقابل سرازیر سربالا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با کافّه ضمائم و ملحقّات و با عامّه توابع و منسوباتِ مزروعانِ مزرعهٔ سهدرخت و مزرعهٔ سرابالا و مزرعه کمالآباد و جمالآباد را بِالرَّدیعه واگذار نمودم.
💡 حدِّ شمالی، همهجا به اماکنِ سرابالا و جبلالستان.