سحرگاهی

لغت نامه دهخدا

سحرگاهی. [ س َ ح َ ] ( ص نسبی ) منسوب به سحرگاه:
آنچه درین حجله خرگاهی است
جلوه گری چند سحرگاهی است.نظامی.ایا باد سحرگاهی کزین شب روز میخواهی
از آن خورشید خرگاهی برافکن دامن محمل.سعدی.رجوع به سحرگاه شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به سحرگاه

جمله سازی با سحرگاهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برنامه‌های رادیو پیام به ۶بخش سحرگاهی، صبحگاهی، نیمروزی، عصرگاهی، شامگاهی و شبانگاهی تقسیم می‌شود.

💡 خوشاباد سحرگاهی، که بر گلشن گذر دارد که هر فصلی و هر وقتی یکی حال دگر دارد

💡 به این ترتیب یکی از ماندگارترین مناجات‌های سحرگاهی در تاریخ موسیقی معاصر ضبط شد و از شبکه‌های رادیو و تلویزیون به خانه‌های مردم ایران راه پیدا کرد…

💡 اگر فتاده ام از خدمتش شبانروزی گزیده ام به دعا خدمت سحرگاهی

💡 به نوک غمزهٔ ساحر مباش غره چنین که هست خصم ستم ناوک سحرگاهی

💡 در دل زد خیال پرتو مهرت سحرگاهی چراغان فلک چون صبح کردم خامش از آهی

خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز