سبقت جستن
مترادفها
پیشی گرفتن، جلو افتادن
متضادها
عقب ماندن، پس افتادن
لغت نامه دهخدا
سبقت جستن. [ س ِ ق َ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) پیشی جستن. پیش افتادن خواستن:
مروت نیست سبقت جستن از کوتاه پروازان
وگرنه نامه ام پیش از کبوتر میتواند شد.صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
پیشی جستن پیش افتادن خواستن
جمله سازی با سبقت جستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نخستین شمارههای این سالنامه قسمتی جهت معرفی کارکنان دولتی و بنگاههایی که در امور مربوطه جدیت دارند و اشخاص دیگری که در نقاط کشور به عملهای خیرخواهانه میپردازند، تخصیص داده شده بود. این بخش «آئینه سالنامه» نام داشت و هدف از آن ایجاد رغبت به سبقت جستن در فعالیتهای مثبت ذکر شده بود. به همراه سالنامه کشور ایران، تقویم جیبی و سالنمای دیواری نیز به خوانندگان هدیه داده میشد.
💡 مروت نیست سبقت جستن از کوتاه پروازان وگرنه نامه ام پیش از کبوتر می تواند شد