توفیق جستن

مترادف‌ها

تلاش کردن، کوشش کردن، سعی کردن

متضادها

شکست خوردن، ناکام ماندن، بازماندن

لغت نامه دهخدا

توفیق جستن. [ ت َ / تُو ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) توفیق خواستن. طلب موفقیت و کامیابی کردن:
از خدا جوئیم توفیق ادب
بی ادب محروم ماند از لطف رب.مولوی.رجوع به توفیق و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

توفیق خواستن طلب موفقیت و کامیابی کردن

جمله سازی با توفیق جستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دل تو هست نشانهٔ صحیفهٔ توفیق کف تو هست کلید خزانهٔ ارزاق

💡 دریافت به تایید تو دولت همه مقصود حل کرد به توفیق تو ملت همه مشکل

💡 توفیق بن عثمان (عربی: توفيق بن عثمان؛ زادهٔ ۲۴ مارس ۱۹۳۹) بازیکن و مربی سابق فوتبال اهل تونس است.

💡 در توفیق شود باز به رخسار کسی کز ته دل سخن اهل حقیقت شنود

💡 عاقبت از راه گمراهی برد سوی خودم آن که نپسندید بر من منت توفیق را

💡 از احمد توفیق چند کتاب پیرامون تاریخ الجزایر بجا مانده‌است.

💡 او همیشه تلاش می‌کرد تا با تمرکز بر اخلاق و انسانیت، برای انجام کارهای خیرخواهانه و خدمت به مردم، از خداوند توفیق جستن را طلب کند.

💡 دانشجویان سخت‌کوش با امید به اینکه بتوانند در امتحانات نهایی توفیق جستن داشته باشند، شب‌ها را به مطالعه و تمرین اختصاص می‌دهند.

💡 برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ در زندگی، انسان باید هم از تلاش مستمر استفاده کند و هم برای رسیدن به مقاصد خود توفیق جستن را بخواهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران