لغت نامه دهخدا
سبز جوی. [ س َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از آسمان:
چو قاروره صبح نارنج بوی
ترنجی شد از آب این سبز جوی.نظامی.
سبز جوی. [ س َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از آسمان:
چو قاروره صبح نارنج بوی
ترنجی شد از آب این سبز جوی.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو قاروره صبح نارنج بوی ترنجی شد از آب این سبز جوی