سبایا
لغت نامه دهخدا
سبایا. [ س َ ] ( ع اِ ) ج ِ سَبی، اسیر. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ عمید
اسیران.
فرهنگ فارسی
جمع سبی اسیر
جمله سازی با سبایا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواندمیر اقدام کوروش را در آزاد کردن بنی اسرائیل به توصیه مادر میداند و گوید: «در متون الاخبار مسطور است که یکی از ملوک همدان کوروش نام از والده خود که از جمله سبایای بنی اسرائیل بود، بعد از وقایع مذکور، کیفیت عظمشان و رفعت مکان بیتالمقدس و مسجدالاقصی را شنید و بر چگونگی احوال اسرائیلیان مطلع شده با اموال بیقیاس و سیهزار نفر از استادان بنا و سایر هنرپیشگان به بیتالمقدس شتافت و همت بر تعمیر آن بلده و ارتفاع آن گماشت».