سایه درسایه
لغت نامه دهخدا
سایه درسایه. [ ی َ / ی ِ دَ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) پرسایه. سایه پیوسته. سایه ممتد:
دید نزهتگهی گران پایه
سبزه در سبزه سایه در سایه.نظامی ( هفت پیکر ص 114 ).
فرهنگ فارسی
پرسایه
جمله سازی با سایه درسایه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باز دولت شکار شد چو گرفت سایه درسایه همای پدر