ساعدالدوله

لغت نامه دهخدا

ساعدالدوله. [ ع ِ دُدْ دَ / دُو ل َ ] ( اِخ ) رجوع به محمد ولی خان شود.

جمله سازی با ساعدالدوله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زمان محمدشاه قاجار (۱۲۵۰–۱۲۶۴) که حبیب اللّه ساعدالدوله حاکم تنکابن و محال ثلاث شده بود، تنکابن نفوذ سیاسی بسیار یافت (یوسفی نیا، ص ۳۳۹). در حدود ۱۲۷۵ مکنزی و ملگونوف در بارة بلوک و محله تنکابن و مالیات آن، تولید ابریشم و صادرات گندم و برنج آن به گیلان و قزوین و باکو مطالبی آورده‌اند.

💡 میرزا با کمک افراد ساعدالدوله خبردار می‌شود که در شرق گیلان برای او تله گذاشته‌اند و باید به فومنات برگردد. اما دکتر حشمت مریض و خسته است و می‌خواهد تسلیم شود. میرزا ظاهراً رای دکتر را برمی‌گرداند. اما دکتر بعد از رفتن دسته میرزا تسلیم میرپنج ایوب می‌شود. میرپنج ایوب پشت قرآن برای دکتر، امان‌نامه می‌دهد اما بعد از تسلیم شدن دکتر و یارانش، به آن عمل نمی‌‌کند و دکتر حشمت در رشت اعدام می‌شود. میرزا هم بعد از شنیدن خبر تسلیم شدن دکتر حشمت یارانش را مرخص می‌کند و خودش به همراه هفت تن از جنگلی‌های وفادار به سمت فومن حرکت می‌کند و البته مصمم است که همچنان به مبارزه‌اش ادامه دهد.

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز