لغت نامه دهخدا
ساریجالو. ( اِخ ) دهی است جزء دهستان منجوان بخش خدآفرین شهرستان تبریز، واقع در 21 هزارگزی جنوب خدا آفرین، و 21 هزارگزی راه شوسه اهر به کلیبر. کوهستانی و گرمسیر و هوای آن مالاریائی. آب آن از چشمه. محصول آن غلات است، 98تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری اشتغال دارند. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
ساریجالو. ( اِخ ) دهی است ازدهستان نازلو بخش حومه شهرستان ارومیه، واقع در 18 هزارگزی شمال خاوری ارومیه، و هزارگزی باختر راه ارابه رو آده به ارومیه. جلگه ای و هوای آن معتدل سالم آب آن از نازلو چای. محصول آن غلات، توتون، چغندر، حبوبات. کشمش است، 380 تن سکنه دارد که به زراعت اشتغال دارند. از صنایع دستی جوراب بافی در آن معمول است. یک دبستان دارد. راه آن ارابه رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
ساریجالو. ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش تکاب شهرستان مراغه، واقع در 22500 گزی شمال خاوری تکاب و 22500 گزی شمال خاوری راه ارابه روتکاب به شاهین دژ. کوهستانی. هوای آن معتدل، آب آن از چشمه سارها. محصول آن غلات، بادام، حبوبات، کرچک وذرت است، 288 تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری میگذرانند. از صنایع دستی جاجیم بافی در آن معمول است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).