لغت نامه دهخدا
سائلین. [ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ سائل، در حالت نصبی و جری. رجوع به سائل شود.
سائلین. [ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ سائل، در حالت نصبی و جری. رجوع به سائل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نوع صحبت کردن چرندیات است. اگر آموزش نحوهٔ دکوراسیون داخلی، لولهکشی، تراشکاری و نجاری برای پسران و آموزش نحوهٔ کلاهدوزی و لباس و پای کاستارد برای دختران تلاشی اشرافی برای بستن بار سنگین بر گردن نابغهها است، در اینصورت بیائید اشرافیتر شویم. اگر بتوانیم پسران و دختران را از جادهها بازداریم و با آموزش برخی از مشاغل مفید در مدارس از تعداد سائلین کنار جادهها بکاهیم، فکر میکنم این وظیفهٔ ماست که انجام دهیم.