هفت گیسو دار

لغت نامه دهخدا

هفت گیسودار. [ هََ ] ( اِخ ) بنابر مشهور از جمله چهل وهشت صورت فلکی قدیم هفت صورت را «هفت گیسودار» نامیده اند: عواء، ذات الکرسی، حامل رأس الغول، مسک الاعنه، مراءةالمسلسلة، جبار ( که آن را جوزا نیز گویند ) و سنبله. ( از رساله «شماره هفت و هفت پیکر نظامی » تألیف معین ص 30 ). کنایه از هفت بنده است، و هفت ستاره را نیز گویند که سبعه سیاره باشد. || هفت آسمان را هم گفته اند. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

هفت گیسودار چرخ. هفت صورت از جمله چهل و هشت فلکی است و هفت صورت ذیل را [ هفت گیسودار ] نامند: عوائ ذات الکرسی حامل راس الغول ممسک الاعنه مراه المسلسله جبار [ جوزا] سنبله.
بنا بر مشهور از جمله چهل و هشت صورت فلکی قدیم هفت صورت را هفت گیسو دار نامیده اند: عوائ ذات الکرسی حامل راس الغول مسک الاعنه مراه السلسله جبار و سنبله شماره هفت و هفت پیکر نظامی دکتر معین کنایه از هفت بنده است و هفت ستاره را نیز گویند که سعبه سیاره باشد.

جمله سازی با هفت گیسو دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بند گیسوی تو از دست رها نتوان کرد گر جدا سازیش از بند جدا نتوان کرد

💡 خورشید گریزان بودت در خم گیسو زین حلقه بدان حلقه وزین سوی بدان سو

💡 اچ‌دی ۱۱۴۷۶۲ یک ستاره است که در صورت فلکی گیسوی برنیکه قرار دارد.

💡 اچ‌دی ۱۰۷۱۴۶ یک ستاره است که در صورت فلکی گیسوی برنیکه قرار دارد.

💡 بستهٔ گیسوی توست، مرغ دلم از ازل مرغ دلم از ازل، بستهٔ گیسوی توست

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز