لغت نامه دهخدا
زین سان. ( ق مرکب ) مخفف از این سان. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). بدین نحو. از این طرز. از این دست:
زین سان که کس تو میخورد خرزه
سیرش نکند خیار کاونجک.منجیک ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
زین سان. ( ق مرکب ) مخفف از این سان. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). بدین نحو. از این طرز. از این دست:
زین سان که کس تو میخورد خرزه
سیرش نکند خیار کاونجک.منجیک ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
مخفف از این سان بدین نحو از این طرز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که کجا بودست مادر که ترا ناخنان زین سان درازست ای کیا
💡 گرفتم این که چنین است اگرچه نیست چنین کز اقتدار که زین سان قویست دست قوا
💡 گفت از سختی تنم را میخورد کس کسی را کسوه زین سان آورد
💡 جهان حالت چرا زین سان خرابست چنین باشد جهانداری ندارم
💡 زین سان که از وطن همه طبعی رمیده است صورت عجب که رخت ز دیبا نمیبرد
💡 دگرباره زین سان سخنها مگوی وزین پس درین راه بیره مپوی