لغت نامه دهخدا
زیرپیراهن. [ هََ ] ( اِ مرکب ) زیرپیرهن. جامه نازکی که در زیر پیراهن و روی بدن پوشند. عرقگیر. ( فرهنگ فارسی معین ). پیراهنی که زیر پیراهن پوشند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به ماده بعد شود.
زیرپیراهن. [ هََ ] ( اِ مرکب ) زیرپیرهن. جامه نازکی که در زیر پیراهن و روی بدن پوشند. عرقگیر. ( فرهنگ فارسی معین ). پیراهنی که زیر پیراهن پوشند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به ماده بعد شود.
جامه ای کوتاه و نازک که در زیر پیراهن برتن کنند، عرق گیر.
( اسم ) جامه نازکی که در زیر پیراهن و روی بدن پوشند عرقگیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به تعطیلات در سوئد، یاغیها، باترفیلد ۸، میز، کشتی را ترک نکن، سایه، عملیات زیرپیراهنی زنانه و رنگهای واقعی اشاره کرد. دینا مریل در ۲۲ مه ۲۰۱۷ در سن ۹۳ سالگی درگذشت.
💡 در عروسی سنتی در شهرضا معمولاً دو نفر ساقدوش داماد هستند، وظیفه این دو نفر پوشاندن لباسها به تن داماد بوده و از طرف خانوادهٔ عروس یک پیراهن یا زیرپیراهن به هر کدام از ساقدوشهای داماد هدیه میشود.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به بیگانگان در ترن، معجزه در خیابان ۳۴ام، واگن دسته موزیک و عملیات زیرپیراهنی زنانه اشاره کرد.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به افسونگر و عملیات زیرپیراهنی زنانه اشاره کرد.