زیر بالا

لغت نامه دهخدا

زیربالا. ( ص مرکب ) کنایه از دو چیز است اول معروف است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). در شاهد زیر بمعنی درهم و آشفته و منقلب آمده است: مفسدان ملک ابومنصور را بر آن داشتند که این صاحب را و پسرش را ناگاه بکشت، از سر جهالت و کودکی، کار آن مملکت زیربالا شد و بی مدبر ماند. ( فارسنامه ٔابن البلخی چ گای لیسترانج ص 172 ). || دوم کنایه از خطا و تجاوز بود. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از دو چیز است اول معروف است در شاهد زیر بمعنی درهم و آشفته و منقلب آمده است.

جمله سازی با زیر بالا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه دانی زیر و بالای زمین و آسمان چون تو ندید استی تو ور خود زیر بالا را

💡 تریفیدها با باد کردن یک غلاف سبز تیره در زیر بالای قیف تکثیر می‌شوند تا زمانی که ترکیده شود و دانه‌های سفید (که ۹۵ درصد آنها نابارور هستند) در هوا آزاد می‌شوند.

💡 چنان کن که نیک‌اختر و رای تست که چرخ فلک زیر بالای تست

💡 حدیث شوق، چو زلف دراز گشت، دراز بجان دوست، که یک موی، زیر بالا نیست