زیافت
مترادفها
ضیافت، مهمانی، میهمانی
لغت نامه دهخدا
زیافت. [ ف َ] ( از ع، اِمص ) ناسرگی و ناسره شدن. ( غیاث ). ناسرگی زر و سیم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده بعد شود.
زیافة. [ ف َ ] ( از ع، اِمص ) ناسرگی و ناسره شدن. ( آنندراج ). رجوع به ماده قبل و زیوف شود.
فرهنگ فارسی
ناسرگی و ناسره شدن
جمله سازی با زیافت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چشم آدم بر بلیسی کو شقیست از حقارت وز زیافت بنگریست