لغت نامه دهخدا
تبشر.[ ت ُ ب ُش ْ ش ِ ] ( ع اِ ) ج ِ تبشرة، مرغی است که آن راصفاریه هم گویند. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
تبشر.[ ت ُ ب ُش ْ ش ِ ] ( ع اِ ) ج ِ تبشرة، مرغی است که آن راصفاریه هم گویند. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمله (فبم تبشرون ) تفريع بر جمله (مسنى الكبر) است و استفهام از بشارتى استكه دادند. كانه شك كرده در اينكه آيا بشارتشان راستى همان بشارت به فرزند بود يابه چيز ديگر، و لذا دوباره پرسيد به چه چيز بشارتم مى دهيد؟ نه اينكه خواستهباشد استبعاد كند. و اين گونه سؤ الات در كلمات مردم شايع است كه وقتى چيزى مىشنوند كه به نظرشان عجيب مى رسد مى پرسند (چه مى گويى )؟ (مقصودت چيست)؟ (چكار دارى مى كنى )؟
💡 (راستى به چه چيز مرا بشارت مى دهيد)؟ (فبم تبشرون ).