زیاده سر

لغت نامه دهخدا

زیاده سر. [ دَ / دِ س َ ] ( ص مرکب ) کنایه از کسی است که زیاده بر حالت خود معتقد خود باشد و کاری و مهمی را که از عهده آن برنتواند آمد پیش گیردو به انجام نرساند. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). کسی که از اندازه خود پا بیرون نهد و بیشتر معتقد خود باشد. ( فرهنگ رشیدی ) ( از آنندراج ) ( از غیاث ). سرکش و مغرور و خودپسند. ( غیاث ) ( ناظم الاطباء ):
چه شد ار دشمنت زیاده سر است
ذوالفقار تو هم دو سر دارد.اشرف ( از آنندراج ).رجوع به ماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از کسی که که زیاده بر حالت خود معتقد خود باشد و کاری و مهمی را که از عهده آن بر نتواند آمد پیش گیرد و بانجام نرساند.

جمله سازی با زیاده سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در چاره صداع زیاده سری کلیم مشتی ز خاک کوی قناعت بسر کنیم

💡 نزدیکتر به لب بود از دست، رزق من حرص زیاده سر، به سفر می دواندم

💡 ای دل ترا زیاده سری افکند ز پا دست هوس به زلف سیاه که می‌زنی

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز