این کلمه واژهای فارسی است که در منابع قدیمی و لهجههای محلی معانی متفاوتی دارد. یکی از معانی آن، مخفف «زاچ» است که به «زن نوزای» اشاره دارد. معنای دیگر زچ به تیرهای پرتابی مربوط میشود که پیکان آنها از استخوان فیل، شاخ قوچ یا گاومیش ساخته شده است و در برخی متون کوتاهترین تیرها را نیز زچ مینامند. این تیرها در جنگها یا شکارهای قدیم کاربرد داشتهاند و از مواد طبیعی برای ساختشان استفاده میشده است. در برخی لهجهها، زچ معادل واژه «زج» به معنی تیر یا قراقروت آمده است. بنابراین زچ هم میتواند به معنای زن نوزاد باشد و هم به انواع تیرهای پرتابی اشاره کند. کاربرد این واژه بیشتر در متون تاریخی، ادبی و محلی دیده میشود و امروز کمتر در زبان روزمره استفاده میگردد.
زچ
لغت نامه دهخدا
زچ. [زَ ] ( ص، اِ ) مخفف زاچ ( زن نوزای ). ( فرهنگ نظام ).
زچ. [ زُ ] ( اِ ) تیر پرتاب باشد که پیکان آنرا از استخوان فیل و شاخ قوچ و گاومیش و امثال آن سازند. لغتی ( لهجه ای ) است در زج ( با جیم ) بدین معنی. ( از برهان قاطع ). رجوع به زُچ شود. || کوتاهترین تیرها را گویند. لغتی است در زج. ( برهان قاطع ). || لغتی است در زج بمعنی قراقروت. ( از برهان ).
زچ. [ زُچ چ ] ( اِ )تیر پرتاب. ( شرفنامه منیری ). و رجوع به زُچ شود.