لغت نامه دهخدا
زورکار. ( ص مرکب ) زورآور و قوی. || مشکل. ( آنندراج ). دشوار و عسیر. || ظلم و ستم کنان. ( ناظم الاطباء ).
زورکار. ( ص مرکب ) زورآور و قوی. || مشکل. ( آنندراج ). دشوار و عسیر. || ظلم و ستم کنان. ( ناظم الاطباء ).
زور آور و قوی یا مشکل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه زر نه زور کاری بر نیاید به دست عاجزان چبوَد دعایی
💡 به شیشه باده پر زور کار سنگ دارد ز بیقراری من آسمان خطر دارد
💡 شما یکبارگی بر وی بتازید به ضرب و زور کار او بسازید