لغت نامه دهخدا
زورو دم. [ رُ دَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) بمعنی زور و قوت و تکبر و غرور باشد و این لغت را در فرهنگ جهانگیری زوردوم تصحیح کرده اند که تقدیم دال باشد به واو... ( برهان ) ( آنندراج ). قوت و توانایی و تکبر و غرور. ( ناظم الاطباء ).
زورو دم. [ رُ دَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) بمعنی زور و قوت و تکبر و غرور باشد و این لغت را در فرهنگ جهانگیری زوردوم تصحیح کرده اند که تقدیم دال باشد به واو... ( برهان ) ( آنندراج ). قوت و توانایی و تکبر و غرور. ( ناظم الاطباء ).
بمعنی زور و قوت و تکبر و غرور باشد و این لغت را در فرهنگ جهانگیری زور دوم تصحیح کرده اند که تقدم دال باشد بر واو قوت و توانایی و تکبر و غرور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدانست رستم که جز پیلسم ز ترکان ندارد کس آن زور و دم