زوده

لغت نامه دهخدا

زوده. [ دَ / دِ ] ( اِ ) پارچه نازکی که از آن پیرهن سازند. ( دیوان البسه نظام قاری ):
زوده نرم که اقلیم صفاهان دارد
تو مپندار که از معدن کتان دارد.نظام قاری.از پی پیرهن و داریه و زوده ز فارس
تا بحدیست مرا میل سپاهان که مپرس.نظام قاری.قوی عجب بوداز کندکان اسپاهان
حریروار چنین نرم زوده دربر.نظام قاری.

فرهنگ فارسی

پارچه نازکی که از آن پیرهن سازند

جمله سازی با زوده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بزرگی بعریان طمع داشتن بود شال را زوده پنداشتن

💡 در سال ۲۰۱۱، دبیرکل سازمان ملل سهله ورک زوده را به عنوان مدیر کل دفتر ملل متحد در نایروبی منصوب کرد.

💡 سهله ورک زوده تا سال ۲۰۱۱ به عنوان نماینده ویژه بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد و رئیس دفتر ادغام صلح یکپارچه سازمان ملل متحد در جمهوری آفریقای مرکزی خدمت کرد.

💡 دگر چادر زوده و چشم بند بشوخی و فتنه گری چشم بند

💡 در فصل ۱۹۸۴/۸۵، بروسیا در هفته هشتم بوندسلیگا در برابر آینتراخت برانشوایگ با نتیجه ۱۰_۰ به پیروزی رسید که این نتیجه، آخرین پیروزی دو رقمی در تاریخ بوندسلیگا است. در مرحله نیمه نهایی جام حذفی آلمان، کره اسب‌ها دوباره به مصاف بایرن مونیخ رفتند. سورن لربی در دقیقه ۱۰۱ یک ضربه پنالتی را مقابل اولریش زوده تبدیل به گل کرد. این تنها گل این بازی بود و بروسیا از راهیابی به فینال بازماند.

💡 زوده نرم ستان از جهت پیراهن کانچه در زیر بود نرم به از استظهار

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز