زهر زمین

لغت نامه دهخدا

زهرزمین. [ ] ( اِ مرکب ) بلغت جرجان آزاددرخت است. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( از لسان العجم شعوری ج 2 ص 37 ورق ب ). رجوع به زهره زمین شود. || درخت سرو. || حنظل. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

درخت سرو یا حنظل

جمله سازی با زهر زمین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زهر زمین که غبار نیاز برخیزد گفت بآب سخا آن غبار بنشاند

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز