زهاوی

لغت نامه دهخدا

زهاوی. [ زَ ] ( ص نسبی ) منسوب است به زهاو. ( از وفیات معاصرین ایضاً ). رجوع به ماده قبل و بعد شود.
زهاوی. [ زَ ] ( اِخ ) جمیل صدقی زهاوی بن ملامحمد فیض. شاعر معروف بغداد که اشعاری هم به فارسی دارد و در جشن هزارساله فردوسی در سنه 1313 هَ. ش. در اوائل مهرماه سال مذکور به تهران آمده بود. درروز یکشنبه بیست و نهم ذی القعده سنه هزار و سیصد و پنجاه و چهار قمری مطابق سوم اسفند 1314 شمسی در بغداد وفات یافت. وی کردی الاصل بوده است و سن او در وقت وفات تقریباً هفتاد و سه سال می شده است. و رجوع به مجله یادگار شماره 9 از سال سوم بقلم آقای عباس اقبال شود. ( از وفیات معاصرین بقلم علامه قزوینی مجله یادگار سال پنجم شماره 1 و 2 ). در معجم المطبوعات آرد:... او راست: 1- الکلم المنظوم. 2- الجاذبیة و تعلیلها. 3- الخیل و سباقها. 4- الفخر الصادق. 5- کتاب الکائنات - انتهی. رجوع به معجم المطبوعات شود.

جمله سازی با زهاوی

💡 جمیل صدقی زهاوی در سال ۱۳۱۳ در هزاره فردوسی که در تهران و توس برگزار شد شرکت داشت.

💡 زهاوی در سراسر جهان عرب چهره‌ای شناخته شده‌است. او طرفدار حقوق زنان و از هواداران ترک حجاب بود.

💡 امجد بن محمد سعید زهاوی، در ۱۸۸۲م/ ۱۳۸۷ق در بغداد زاده شد. از مدرسهٔ قضاوت شرعی در استانبول ۱۹۰۹م دانش‌آموخته شد. به بغداد بازگشت و رئیس دادگاه استیناف، وکیل و استاد مدرسهٔ سلیمانه شد. در مدرسهٔ حقوق ادامهٔ تحصیل داد. رئیس مجلس شرعی اهل سنت برگزیده شد. پس از انقلاب ۱۹۵۸، به مدینه رفت، سپس به بغداد بازگشت.