لغت نامه دهخدا
زنوح. [ زَ ] ( ع ص ) ماده شتر تیزرو و شتاب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زنوح. [ زَ ] ( ع ص ) ماده شتر تیزرو و شتاب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه در کار تو و بهر تست عمر و صبر ار زنوح و ایوبست