لغت نامه دهخدا
زنام. [ زُ ] ( ع اِ ) سختی. بلا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زنام. [ زُ ] ( اِخ ) نی نواز هارون الرشید که در این فن بسیار ماهر و حاذق بود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به الفخری ص 174 و بعد آن شود. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).