لغت نامه دهخدا
زناسوج. [ ] ( اِخ ) دهی از دهستان رودبار است که در بخش معلم کلایه شهرستان قزوین واقع است و 227 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
زناسوج. [ ] ( اِخ ) دهی از دهستان رودبار است که در بخش معلم کلایه شهرستان قزوین واقع است و 227 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام ان به تبعیت از کار بیش از حد زنان روستا زناسوج بودهاست و در مقطعی از زمان به علت حادثهای که برای عدهای از سربازان روسیه رخ دادهاست به مهمانسوز تغییر نام داد.
💡 در دهه گذشته کشاورزی تبدیل به شغل دوم اهالی زناسوج شده و محصولات کشاورزی آنان گیلاس، آلبالو، گردو، انگور و … میباشد؛ و در گذشته به کاشت نخود، لوبیا، عدس، گندم و… مشغول بودهاند
💡 زناسوج یکی از روستاهای استان قزوین است که در چند دهه گذشته جمعیت ان به ۲۵۰ نفر نیز میرسیدهاست اما اکنون با توجه به گسترش شهرنشینی اکثر ساکنان ان به استانهای تهران و قزوین مهاجرت کرده و در همانجا نیز ساکن شدهاند. زناسوج اکنون به یک روستای پراکنده تبدیل شده و زمینهای کشاورزیشان در بین خانههایی که به تازگی ساخته شده قرار دارد.