لغت نامه دهخدا
زمانک. [ زَ ن َ ] ( اِ مصغر ) ( از: زمان + ک، پسوند تصغیر ) زمانی اندک. زمانکی. زمان کمی و اندک وقتی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زمان شود.
زمانک. [ زَ ن َ ] ( اِ مصغر ) ( از: زمان + ک، پسوند تصغیر ) زمانی اندک. زمانکی. زمان کمی و اندک وقتی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زمان شود.
زمانی اندک: زمانکی و زمان کمی و اندک وقتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به غیر غصّه ندارم قرین ز کار جهان نمی شوم ز زمانه زمانکی دلشاد
💡 چو دوران را بنایی نیست محکم بیا تا یک زمانک خوش برآییم
💡 بیا تا یک زمانک خوش برانیم ز لطف ای جان به ترک ماجرا کن
💡 چو دوران را ثباتی نیست محکم بیا تا یک زمانک خوش برآییم
💡 ای اَبر بهمنی که به چشم من اندری تن زن زمانکی و بیاسای و کم گری
💡 هزار شکر بگویم چه جای بیداریست اگر به خواب ببینم زمانکی دگرت