لغت نامه دهخدا
دزهوخت گنگ. [ دِ گ َ ] ( اِخ ) بیت المقدس باشد. ( فرهنگ خطی ):
کنون سلم جویای جنگ آمده ست
که یارش ز دزهوخت گنگ آمده ست.فردوسی.به دزهوخت گنگ آمد از راه شام
که خوانیش بیت المقدس بنام.اسدی.ورجوع به دژهوخت گنگ شود.
دزهوخت گنگ. [ دِ گ َ ] ( اِخ ) بیت المقدس باشد. ( فرهنگ خطی ):
کنون سلم جویای جنگ آمده ست
که یارش ز دزهوخت گنگ آمده ست.فردوسی.به دزهوخت گنگ آمد از راه شام
که خوانیش بیت المقدس بنام.اسدی.ورجوع به دژهوخت گنگ شود.
بیت المقدس باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رود کوشی رودی است به گنگ میریزد. این رود از کشور هند میگذرد.
💡 ما چو مجنون چشم آهو را سخنگو کرده ایم گنگ ماند هر که گردن پیچد از ارشاد ما
💡 بمان تا برین گنگ باز از شگفت چه بینیم کان یاد باید گرفت
💡 سوسن آزاده را بینی که بیتایید اصل گنگ ماندست ار چه هستش ده زبان در یک دهن
💡 ملک منصوری او از در ری تا در چین ملکمحمودی اواز در چین تالب گنگ
💡 18- آنها كر، گنگ و كورند بنابراين از راه خطا باز نمى گردند