لغت نامه دهخدا
( زقبة ) زقبة. [ زَ ق َ ب َ ] ( ع اِ ) واحد زقب یعنی یک راه تنگ. ( ناظم الاطباء ). یکی زقب یا واحد و جمع در وی یکسان است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به زَقَب و زُقُب شود.
( زقبة ) زقبة. [ زَ ق َ ب َ ] ( ع اِ ) واحد زقب یعنی یک راه تنگ. ( ناظم الاطباء ). یکی زقب یا واحد و جمع در وی یکسان است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به زَقَب و زُقُب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نی نی یگانه بزمی است برتر زقبه ماه کز اوج سدره بگذشت آن را حضیض درگاه