زرین چنگ

لغت نامه دهخدا

زرین چنگ. [ زَرْ ری چ َ ] ( اِ مرکب ) معروف. ( آنندراج ). چنگی ساخته از زر:
هوس را عشق می سازد دل سوزان من صائب
خس وخاشاک را این شعله زرین چنگ می سازد.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

معروف چنگی از زر

جمله سازی با زرین چنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مست آمد، با جمالی از شفق گلرنگ تر چهره در دل بردن، از خورشید زرین چنگ تر

💡 خالی نمی ماند ز زر دستی که احسان می کند تقصیر در ریزش مکن خورشید زرین چنگ شو

💡 حیا افزون کند گیرایی چشم نکویان را ز نور شرم این شهباز زرین چنگ می‌گردد

💡 به مژگان بیستون را آنچنان از پیش بردارم که صد فریاد از فرهاد زرین چنگ برخیزد

💡 نی به ناخن می کند الماس زرین چنگ را بس که پیچیده است بر خود غنچه دلگیر من

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز