لغت نامه دهخدا
چنگ نوازنده. [ چ َ ن َ زَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) ساززن. چنگزن:
چنگ نوازان به هوا سر کشید
چنگ نوازنده نوا برکشید.امیرخسرو ( از آنندراج ).رجوع به چنگی و چنگ زن شود.
چنگ نوازنده. [ چ َ ن َ زَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) ساززن. چنگزن:
چنگ نوازان به هوا سر کشید
چنگ نوازنده نوا برکشید.امیرخسرو ( از آنندراج ).رجوع به چنگی و چنگ زن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و باز در مالمیر (ایذه) چنگنوازانی را میبینیم که دو نوع چنگ را در دست دارند و پیشاپیش هانی و همسرش برای اجرای یک مراسم عبادی در حال نوازندگی هستند. این دو نوازندهٔ چنگ نام خود را نیز با خط میخی ایلامی نگاشتهاند. چنگ در این دوران ۱۳ رشته دارد. نقشبرجستههای طاق بستان نوازندگان چنگ را نشان میدهد که در قایق برای شاه ساسانی که به شکارگاه آمده چنگ مینوازند. در آثار طاق بستان در یک قایق ۵ نوازندهٔ چنگ منقش شدهاند و در یک قایق که پادشاه در حال شکار است یک نوازنده که به احتمال قوی باربد میباشد، در حال نوازندگی است. شمار رشتههای چنگ در این زمان از ۷ تا ۱۱ مشاهده میشود. چنگ به مرور زمان همچون بسیاری از سازهای دیگر مهجور و فراموش شدهاست. البته چنگ تا دوران صفویه موجود بودهاست و آخرین چنگنواز ایرانی در دوران صفویه به نام «سلطان محمد چنگی» بودهاست.