زرگدازی

لغت نامه دهخدا

زرگدازی. [ زَ گ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل زرگداز. گداختن زر. قرار دادن طلا در کوره:
چو روز از جهان کارسازی گرفت
دمید آتش و زرگدازی گرفت.اسدی ( گرشاسبنامه ).

جمله سازی با زرگدازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل ز مهر سیم صافی صافتر دارد ز سیم ندهد اندر زرگدازی بین چو زر اندر گداز

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز