زره سان

لغت نامه دهخدا

زره سان. [ زَ رِ / زِ رِه ْ ] ( ص مرکب ) مانند زره. بهم بافته چون زره. زلف پرحلقه:
سلسله ابر گشت زلف زره سان او
قرصه خورشید شد گوی گریبان او.خاقانی.رجوع به زره و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

مانند زره به هم تافته

جمله سازی با زره سان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سلسلهٔ ابر گشت زلف زره سان او قرصهٔ خورشید شد گوی گریبان او

💡 در دل شکست ناوک آهم چه حاجت است خط عذار او که زره سان برآمده ست

💡 دل در آن زلف زره سان جای خود وا می کند شست چون صاف است پیکان جانی خود وا می کند

💡 زره سان پشمشان چون موی زنگی ز ابریشم فزون در تازه رنگی

💡 گه زره پوشی وچون داودد گه سازی زره گاه دیگر پای تا سر خود زره سان می شوی

💡 در بر از زلف زره سان کرده ای جوشن چرا داری ار آهنگ قتل ای دوست با دشمن چرا

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز