لغت نامه دهخدا
زرنوش. [ زَ ] ( اِخ ) شهری که دارا آن را بنا کرده. ( از ولف ). ظاهراً این شهر به اهواز بوده است:
یکی شارسان کرد زرنوش نام
به اهواز گشتند از او شادکام
کسی را که درویش بد داد داد
به خواهندگان گنج آباد داد.فردوسی.
زرنوش. [ زَ ] ( اِخ ) شهری که دارا آن را بنا کرده. ( از ولف ). ظاهراً این شهر به اهواز بوده است:
یکی شارسان کرد زرنوش نام
به اهواز گشتند از او شادکام
کسی را که درویش بد داد داد
به خواهندگان گنج آباد داد.فردوسی.
شهری که دارا آن را بنا کرد
اسم: زرنوش (پسر، دختر) (فارسی) (تلفظ: zar nuš) (فارسی: زرنوش) (انگلیسی: zar nush)
معنی: زر و طلای جاوید، ( زر، نوش = جاوید، جاویدان )، ( اَعلام ) نام شهری که دارا آن را بنا کرده است، ( زر + نوش = جاوید، نام شهری که دارا آن را بنا کرده بود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی شارسان ساخت زرنوش نام به شوش اندر آن زیستی شاد کام