زرقم

لغت نامه دهخدا

زرقم. [ زُ ق ُ ] ( ع ص ) کبودچشم. ( دهار ). سخت کبودچشم و در مذکر و مؤنث یکسان است. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

کبود چشم سخت کبود چشم و در مونث و مذکر یکسان است.

جمله سازی با زرقم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بشو سجاده‌ام در می که من آلوده زرقم ببر رختم به میخانه که من در زهد بدنامم

💡 دلق کبود خواهم، کردن به باد گلگون کاین رنگ زرقم از دل، زنگی نمی‌زداید

💡 مبین در سجده های زرقم، ای بت که این طاعت سزای آن نمانده ست

💡 نه مرد فریب و سخره و زرقم نه مرد ریا و کید و دستانم

💡 به یکی وعدهٔ زرقم کرد که وصولش ز ممکنات نبود

💡 گه به زرقم همی‌کنی تقلید گه به شاهم همی‌دهی تهدید

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز