زرخ

لغت نامه دهخدا

زرخ. [ ] ( ع اِ ) نوعی پرنده که نویسنده کتاب الحیوان آن را با طیهوج اشتباه کرده در صورتی که این پرنده از تیهو بزرگتر است. ( از دزی ج 1 ص 584 ).

فرهنگ فارسی

نوعی پرنده از تیهو بزرگتر

جمله سازی با زرخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عنبر ززلف و گل زرخ و از عرق گلاب در مجلس حبیب تمنای طبیب نیست

💡 پرده بردار زرخ ایگل رعنا در باغ که عروسان چمن میل تماشا دارند

💡 حاصل من نیست غیر تهمت هستی برفکند چون زرخ نقاب وجودم

💡 وقت است که کل برفکند پرده زرخ باز زآنسان که زفانوس چراغی بدر آید

💡 بگشود زرخ نقاب و می گفت به راز باری بنگر که از که می مانی باز

💡 رخ زیبای ترا آینه میباید از برای زرخ زیبای تو زیبا دارش

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
سرخرگچه یعنی چه؟
سرخرگچه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز