لغت نامه دهخدا
زرزم. [ زَ زَ ] ( اِخ ) از قرای معروف بلخ است در شش فرسخی شهر و فعلاً مخروبه است. ( از الانساب سمعانی ).
زرزم. [ زَ زَ ] ( اِخ ) از قرای معروف بلخ است در شش فرسخی شهر و فعلاً مخروبه است. ( از الانساب سمعانی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز قدر خویش ندارد خبر که بی خبرست ز زر زمین و ز دانش دل و ز روح بدن
💡 به هم آمیخته خورشید و سایه ز مشک و زر زمین را داده مایه
💡 برابرش یک صفه دیگر ز زر زمین سیم و بامش ز جزع و گهر
💡 دستت زر کان با ختم وز زر زمین پرداخته بر آسمان افروخته، رای تو رایات همم
💡 برون آورد درج لعل پر زر ز لعل و زر زمین را ساخت زیور