زر رویان

لغت نامه دهخدا

زررویان. [ زَ ] ( اِخ ) ( کوه... ) کوه زرروینده. ظاهراً کوهی در غزنین که در زمان محمود غزنوی کان زری در آن یافتند:
بده چندانکه در ده سال از آن کشور خراج آید
بیک هفته برآید مر ترا از کوه زررویان.فرخی.به گنجت اندر نقصان کجا پدید آید
که باشد او را همسایه کوه زررویان.فرخی.رجوع به الجماهر بیرونی ص 29 سطر 8 «زروبان » و زر ( معنی اول ) در همین لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

کوه زر روینده ظاهرا کوهی در غزنین که در زمان محمود غزنوی کان زری در آن یافتند

جمله سازی با زر رویان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیگر دُر غلطان رسد از خطهٔ بحرین دیگر زر رویان رسد از کوه سگاوند

💡 بده چندان که در ده سال از آن کشور خراج آید بیک هفته بر آید مر ترا از کوه زر رویان

💡 بگنجت اندر نقصان کجا پدید آید که باشد او را همسایه کوه زر رویان