دام بافتن

لغت نامه دهخدا

دام بافتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) بر هم افکندن تار و پود بفاصله و شبکه مانند نسیجی پدید آوردن. شبکه و تور بافتن. نسج شبکه پدید آوردن. بافته ای از بهم افکندن پود و تار، نه آنسان که بهم متصل شود بل بدانگونه که خانه خانه نماید:
دام از تار نگه بر صید ما دیگر مباف
تا شده آزادخود را مبتلی کردیم و رفت.ظهوری ( از آنندراج ).پی عندلیبان دارالسلام
توانی ز تار نفس بافت دام.ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بر هم افکندن تار و پود بفاصله و شبکه مانند نسیجی پدید آوردن

جمله سازی با دام بافتن

💡 دوستی با بچه های روستا ما را به طبیعت و کشاورزی و بافتنی که در آن زمان در شمیران رسم بود؛ نزدیک تر کرد.

💡 (سرد) در اصل به معنى بافتن اشياء خشن همانند زره است، جمله (و قدر فىالسرد) مفهومش همان رعايت كردن اندازه هاى متناسب در حلقه هاى زره و طرز بافتن آن است.

💡 توتَن نام نوعی قایق محلی است که با بافتن نی و الیاف و ساقهٔ آن در روستاها و مناطق حاشیه تالاب هامون بویژه اطراف کوه خواجه و منطقه تخت عدالت در سیستان مورد استفاده صیادان و روستاییان قرار می‌گیرد.

💡 به قرينه آياتى كه از علم بافتن زره و مانند آن سخن مى گويد خصوص اين علم را موردتوجه قرار داده اند.

💡 ترکمنهای ایران در استان گلستان و بخشی در خراسان شمالی، در دشت ترکمن صحرا، سکونت دارند. آنان به دامداری، کشاورزی، پرورش اسب، بافتن قالیچه، و تولید ابریشم اشتغال دارند.

💡 مواد اولیه جاجیم پشم است و بافت آن شبیه گلیم است، با این تفاوت که جاجیم در چهار تخته بافته می‌شود و پس از بافتن به هم متصل و دوخته می‌شود. در منطقه اورامان و ثلاث باباجانی زنان جاجیم‌هایی را با نقوش متنوع و جنس مرغوب می‌بافند که در نوع خود کم‌نظیر است.

پست یعنی چه؟
پست یعنی چه؟
چای یعنی چه؟
چای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز