زخم گران

لغت نامه دهخدا

زخم گران. [ زَ م ِ گ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب )ضربت سخت و سنگین. بسختی زدن و نواختن:
بینی آن زخم گران بر سر کوس
لرزه و دل سبکی بر علم است.خاقانی.|| زخم گران خوردن؛ ضربت شدید خوردن. سخت مضروب شدن. بشدت خسته و مجروح گردیدن.

فرهنگ فارسی

ضربت سخت و سنگین بسختی زدن نواختن

جمله سازی با زخم گران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه زخم گران بخوردم از دست کسی معذورم دار اگر بنالم نفسی

💡 چنین تا ز ترکان فراوان سران بکشت آن نبرده به زخم گران

💡 کشیدند از آن پس سوی گرز دست ز زخم گران هر دو گشتند مست

💡 بس که خوردم بس زدم زخم گران دل قوی‌تر بوده‌ام از دیگران

💡 دمادم ز زخم گران چوبدست یلان را ز باره همی ساخت پست

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز