زخم چشم

لغت نامه دهخدا

زخم چشم. [ زَ م ِ چ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زدن چشم. چشم زدن. نگاه بد چشم. چشم زخم:
مبادا چشم کس بر خوبی خویش
که زخم چشم، خوبی را کند ریش.نظامی.رجوع به چشم زدن، چشم زخم، و زخم شود.

فرهنگ فارسی

چشم زدن نگاه بد چشم

جمله سازی با زخم چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای دل اندک نیست زخم چشم بد پس مگو بسیار چونت یافتم

💡 تا ز زخم چشم بد یابد امان نور را بنمود در ظلمت نهان

💡 چشم برق از اشتیاق خرمن من می پرد در پی آزار زخم چشم سوزن می پرد

💡 تا ز سرو خوشخرامت دور گردد زخم چشم بسته بر بازوی شاخ از غنچه ها طومار گل

💡 نگهدار این شه درویش خو را ز زخم چشم بد پیوسته یا هو

💡 دست و تیغ غمزه بر قتل کسی بالا نرفت زخم چشم راحت از هم‌خوابی مرهم نداشت

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز