زبط

لغت نامه دهخدا

زبط. [ زَ ] ( ع مص ) بانگ کردن بط. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). زبط و زبیط؛ فریاد مرغابی. ( محیط المحیط ) ( البستان ). فریاد کردن مرغابی: «زبط البط»؛ یعنی فریاد کرد مرغابی. ( ترجمه قاموس ). زبط و زبیط، صیاح مرغابی. ( از متن اللغه ). زبط بفتح، فریاد مرغابی است و جوهری این لغت را نیاورده و فراءمصدر این باب را زبیط آورده است. ( از تاج العروس ). || در تداول عامه مصر: گل شل ( وحل ). و آنرا با «ض » نیز بکار برند. ( از قاموس عصری عربی - انگلیسی: «زبط» و «وحل » ). || زچه. زاهو. زاچ.( از دزی ج 1 ص 579 ). || بچه شیطان. موذی. ( بازیگوش ). شیطان. ابلیس. ( از دزی ج 1 ص 579 ). || زبط و زباطه؛ خوشه خرما. ( از دزی ج 1 ص 578 ).

فرهنگ فارسی

بانگ کردن بط در تداول عامه مصر گل شل زچه زاهو چبه شیطان موذی

جمله سازی با زبط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیت زبطان (صنعاء) (به عربی: بیت زبطان) یک منطقهٔ مسکونی در یمن است که در استان صنعا واقع شده‌است.

💡 بیار با زبطی زآن می چو چشم خروسم که زاغ بر پر طوطی از او نگاشته صددق

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز