این کلمه یک واژه عربی کهن و چندمعنایی است که در منابع لغوی برای آن کاربردهای مختلفی ذکر شده و معنای دقیق آن به سیاق جمله و حوزه کاربرد وابسته است. در یکی از مهمترین معانی، «زبط» به صدای مرغابی یا فریاد و بانگ این پرنده اشاره دارد و در متون قدیمی از آن برای توصیف آوای طبیعی پرندگان، بهویژه مرغابی، استفاده شده است. این معنا در ترکیبهایی مانند «زبط البط» نیز دیده میشود که به معنای فریاد کردن مرغابی به کار میرود. در برخی منابع لغوی، این واژه به عنوان مصدر یا اسم برای همین صدای خاص پرندگان معرفی شده است و بیشتر جنبه آوایی و توصیفی دارد. در کاربردی دیگر و در گویشهای عامیانه، بهویژه در مصر، «زبط» به معنای گل و لای نرم، زمین باتلاقی یا حالت شل و لغزنده خاک آمده است. همچنین در برخی استعمالات، این واژه با تغییرات آوایی به معانی دیگری مانند موجود موذی، بازیگوش یا حتی شیطان نیز به کار رفته است که نشاندهنده گستره معنایی غیرهمسان آن است. در برخی متون قدیمی، «زبط» حتی به خوشه خرما نیز نسبت داده شده و برای توصیف ساختار فشرده و آویزان آن استفاده شده است. این تنوع معانی نشان میدهد که واژه در طول زمان در فرهنگها و مناطق مختلف دچار تحول معنایی شده است. از نظر زبانی، این واژه در دسته واژگان کمکاربرد امروز قرار میگیرد و بیشتر در منابع لغوی و متون کلاسیک دیده میشود.
زبط
لغت نامه دهخدا
زبط. [ زَ ] ( ع مص ) بانگ کردن بط. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). زبط و زبیط؛ فریاد مرغابی. ( محیط المحیط ) ( البستان ). فریاد کردن مرغابی: «زبط البط»؛ یعنی فریاد کرد مرغابی. ( ترجمه قاموس ). زبط و زبیط، صیاح مرغابی. ( از متن اللغه ). زبط بفتح، فریاد مرغابی است و جوهری این لغت را نیاورده و فراءمصدر این باب را زبیط آورده است. ( از تاج العروس ). || در تداول عامه مصر: گل شل ( وحل ). و آنرا با «ض » نیز بکار برند. ( از قاموس عصری عربی - انگلیسی: «زبط» و «وحل » ). || زچه. زاهو. زاچ.( از دزی ج 1 ص 579 ). || بچه شیطان. موذی. ( بازیگوش ). شیطان. ابلیس. ( از دزی ج 1 ص 579 ). || زبط و زباطه؛ خوشه خرما. ( از دزی ج 1 ص 578 ).
فرهنگ فارسی
بانگ کردن بط در تداول عامه مصر گل شل زچه زاهو چبه شیطان موذی
جمله سازی با زبط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیار با زبطی زآن می چو چشم خروسم که زاغ بر پر طوطی از او نگاشته صددق