رکی

لغت نامه دهخدا

رکی.[ رَ کی ی ] ( ع ص ) ضعیف و سست. گویند: هذا الامر ارکی من ذاک؛ یعنی سست و ضعیف تر است از آن. ( منتهی الارب ). ضعیف و سست. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ضعیف. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) ج ِ رَکیَّة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ رکیة به معنی چاهها. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). رجوع به رکیة شود.
رکی. [ رُک ْ کا ] ( ع اِ ) پیه زودگداز و از آن است مثل: شحمة الرکی؛ یضرب لمن لایعینک فی الحاجات. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

پیه زود گداز و از آنست مثل: شحمه الرکی یضرب لمن لا یعینک فی الحاجات

جمله سازی با رکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سلطان وجیه دولت و دین آنکه در کفش آید ز برگ بید گه کین بلا رکی

💡 غیر از رکی نماند ز ضعفم بر استخوان با من مگو که تیر بلا را سپر مشو

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز