رویمال

لغت نامه دهخدا

رویمال. ( اِ مرکب ) دستمال و رومال و پارچه ای که بدان دست و روی را پاک و خشک کنند. ( ناظم الاطباء ): حضرت خواجه ما قدس اﷲ روحه رویمال بر دوش مبارک خود انداخته بودند. ( انیس الطالبین ص 115 ). پیراهن و شیوجامه و رویمال آوردند که اینها را خاتون ملک به نیاز تمام بدست خود رشته است. ( انیس الطالبین ص 44 ). می خواهم... این رویمال را به او دهم. ( انیس الطالبین ص 116 ). رجوع به رومال و دستمال شود.

فرهنگ فارسی

دستمال و رومال و پارچه که بدان دست و روی را پاک و خشک کنند.

جمله سازی با رویمال

💡 مشام جان تو گردد ز بوی نان تازه چو رویمال خود او را اگر به رو مالی

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز