روشنایی بخش

مترادف‌ها

منور، نورافشان، روشنایی‌بخش

متضادها

تاریک کننده

لغت نامه دهخدا

روشنایی بخش. [ رَ / رُو ش َ ب َ ] ( نف مرکب ) روشنایی بخشنده. روشنایی دهنده. نوربخش. نوربخشنده. نوردهنده. آنکه یا آنچه روشنایی ببخشد. آنکه یا آنچه بتواند نور دهد:
بنام روشنایی بخش بینش
که روشن چشم از او گشت آفرینش.نظامی.ای چو خورشید روشنایی بخش
پادشا بلکه پادشاهی بخش.نظامی.گرچه خورشید فلک چشم و چراغ عالم است
روشنایی بخش چشم اوست خاک پای تو.حافظ.

فرهنگ فارسی

روشنایی بخشنده. روشنایی دهنده

جمله سازی با روشنایی بخش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز ظلمت شب یلدای زلف خویش مرا به نور طلعت رخشنده روشنایی بخش

💡 همه در مهد این همایون رخش روشن آیین و روشنایی بخش

💡 دستگیرم بود همچون عقل در هر حالتی روشنایی بخش همچون شمع در هر محفلی

💡 الا ای روشنایی بخش بینش تویی گنج طلسم آفرینش

💡 سخنرانی‌های روشنایی بخش استاد دانشگاه در مورد آینده تکنولوژی، باعث شد تا دانشجویان با دیدگاه جدید و پرانرژی به مسیر تحصیل و پژوهش خود ادامه دهند.

💡 کتاب‌های روشنایی بخش در حوزه خودشناسی، می‌توانند مسیر زندگی انسان را تغییر داده و به او کمک کنند تا با قدرت بیشتری با چالش‌ها روبرو شود.

💡 این ایده روشنایی بخش برای استفاده از انرژی‌های پاک، می‌تواند تحولی بزرگ در ساختار اقتصادی کشورهای در حال توسعه و حفظ محیط زیست ایجاد کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران